شرکت
عزیز دل مامان این عکسو تو شرکت ازت گرفتم 
همش میگفتی مامان منو ببر شرکت من اینجا نیومدم . دوست دارم محل کارتو ببینم ، اون روز باید میرفتم اداره تامین اجتماعی مدارکم خونه جا مونده بود اومدم خونه مدارکو بردارم دیدم داری فیلم نگاه میکنی . گفتم مامانی دوست داری باهام بیای گفتی آره کلی ذوق کردی از شانس تو اون روز کارهای بیرون من خیلی طول کشید ساعت 2 کارم تموم شد که برگشتیم کارخونه هوا خیلی گرم بود اما تو اصلا متوجه خستگیو ، گرمای هوا نبودی . همین که رسیدیم اول ناهارو با هم خوردیم بعدش با دختر خانم الوندی عطرین کلی بازی کردی .


منم از دیدنت ذوق کرده بودم خیلی خوشحال بودم که شادی و یه همبازی پیدا کردی .
آخه عزیزم تو همیشه تو خونه تنهایی 


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


شرکت
